بسم رب شهدا: من سرافراز فرمانده پایگاه مقاومت و مدیر دبیرستان سیدعلی محمدیان کاشان پیرو و فدایی ولایت و مدیراین وبلاگ هستم
امیدوارم ازاین وبلاگ بهره کافی ببرید و با نظرات خود جهت هرچه بهتر شدن آن مرایاری فرمایید باشد که تحفه ای گرددبه روح شهدای دانش آموز
بسیج وبصیرت درکلام مقام معظم رهبری
رهبرانقلاب، در بسیاری از بیانات سال های اخیرشان با اشاره به بحث بصیرت، به تبیین شاخصه های بصیرت، آفات بی بصیرتی، اهمیت و فواید بصیرت، الگوهای بصیرت، مواقف و بزنگاه های مهم بصیرت و... پرداخته اند.دلیل این تاکید معظم له را، باید در پیچیده شدن توطئه ها و نقشه های دشمنان انقلاب اسلامی در سال های اخیر و به تعبیر دیگر همان موضوعی که رهبر معظم انقلاب تحت عنوان جنگ نرم مطرح کرده اند، ذکر کرد. زیرا در جنگ نرم، طراحی دشمن به قدری پیچیده خواهد بود که بعضا خواص هم درتشخیص دقیق حق و باطل، دچار گمراهی و اشتباه می شوند و در همین مقاطع حساس است که نیاز به بصیرت خود را نشان می دهد. رهبر معظم انقلاب در مورد لزوم برخورداری علما از بصیرت و علم به زمان می فرماینداگر اعلم علما هم باشید و زمانتان را نشناسید و ندانید ترفندهای استکبار و نیز مشکلات جامعه چیست، نمیتوانید برای جامعه اسلامیتان مفید واقع شوید.بصیرت و علم به زمان برای یک عالم در هر حدی لازم است و بی آگاهی علما به حقایق جریانات جهان در طول تاریخ تشیع به ویژه در دویست سال اخیر، مشکلات بزرگی را به وجود آورده و ضربه سنگینی را از این ناحیه وارد کرده است ایشان داشتن بصیرت کامل نسبت به دشمن را تنها راه نجات کشورهای اسلامی از زورگویی، اشغال و سلطهگری استکبار جهانی بازگشت به اسلام ناب محمدی (ص) می دانند و تاکید می کنند ملتهای مسلمان باید ترفندها و خدعههای استکبار را درک کنند.رهبر معظم انقلاب در اهمیت بصیرت در زندگی روزمره مردم نیز می فرمایند در زندگىِ پیچیده اجتماعىِ امروز، بدون بصیرت نمیشود حرکت کرد جوان ها باید فکر کنند، بیندیشند، بصیرت خودشان را افزایش بدهند معلمان روحانى، متعهدان موجود در جامعه ما از اهل سواد و فرهنگ، از دانشگاهى و حوزوى، باید به مسئله بصیرت اهمیت بدهند؛ بصیرت در هدف، بصیرت در وسیله، بصیرت در شناخت دشمن، بصیرت در شناخت موانع راه، بصیرت در شناخت راههاى جلوگیرى از این موانع و برداشتن این موانع؛ این بصیرتها لازم است. وقتى بصیرت بود، آن وقت شما میدانید با کی طرفیدابزار لازم را با خودتان برمیدارید معظم له ویژگیهای بصیرت را معیار تمایز خواص از عوام، ابزار شناخت هدف و منحرف نشدن از راه و به مثابه قطب نما بیان می کند و پیامبراسلام (ص)، امام علی(ع )، امام حسین(ع) و امام خمینی (ره) را از مهمترین الگوهای بصیرت معرفی می کند١- بسیج به معنی حضور و آمادگی در همان نقطهای است که اسلام و قرآن و امام زمان و این انقلاب مقدس به آن نیازمند است٢ـ پیوند میان بسیجیان عزیز و حضرت ولی عصرمهدی موعود عزیز یک پیوند ناگسستنی و همیشگی است٣ـ شما جوانان بسیجی و سپاهی و جوانان مؤمن آگاهی را با احساس مسئولیت و شور و شعور همراه کردید۴ ـ فرزندان بسیحیام با حضور خود در هر صحنهای که لازم است دشمنان زبون را مرعوب و منکوب سازند۵ - بسیج، یعنی نیروی کارآمد کشور برای همة میدانها ۶ـ بسیج، اختصاص به یک منطقة جغرافیایی ویک منطقة انسانی و طبقاتی و قشری ندارد همه جا هست٧ـ هریک از آحاد قشرهای مختلف جامعه که دارای روحیة حساس مسئولیت و ایمان باشدبسیجی است٨.بسیاری از پیشرفتها و موفقیتهای نظام اسلامی در عرصههای مختلف مرهون تفکر و میل بسیجی استبصیرت دشمن شناسی مقام معظّم رهبری در فرمایشاتشان مکّرراً روی کسب بصیرت برای همه مردم بخصوص کارگزاران و افراد مؤثر در نظام، تأکید فرمودند. البتّه این تعبیر، سابقه طولانی دارد و براساس همین فرمایش ایشان، یک سری دورههای آموزشی به نام دورههای «بصیرت»، تشکیل شده که سالهاست ادامه دارد و متناوباً تشکیل میشود. امّا بعد از این جریانات اخیر، ایشان تأکید بیشتری روی این عنوان فرمودند. مفهوم برای جلوگیری از خطر باید در لغزشگاهها دقّت کنیم، پیش پایمان را خوب نگاه کنیم و حواسمان را جمع کنیم که در چاله نیفتیم، در امور معنوی و اجتماعی هم باید بینش دقیقی داشته باشیم. ترجمه فارسی بصیرت، همان بینش است؛ یعنی به مسائل سطحی نگاه نکنیم. خوب دقیق شویم. اشخاص را، گروهها را، شرایط اجتماعی داخل و خارج را، درست بشناسیم و درک کنیم تا در دام نیفتیم و بعد از کسب شناخت و آگاهی لازم مواظب باشیم که هوای نفس ما را فریب ندهد و موجب کوردلیمان نشود. در حقیقت قوام بصیرت، اولاً به شناخت شرایط رفتار است؛ یعنی بفهمیم در چه شرایطی مشغول به انجام کاری هستیم؟ در این کار با چه کسانی مواجه هستیم؟ ما در چه شرایط زمانی و مکانی قرار گرفتهایم؟ و ثانیاً مواظب باشیم که حب و بغضها و هوسها و تعلّقات، باعث نشود به دام شیطان بیفتیم بصیرت.در.دشمنشناسی
یکی از شاخههای آگاهی به شرایط زمان و محیط، دشمنشناسی است. مقام معظم رهبری دامت برکاتهروی عنوان دشمنشناسی هم تأکید فرمودند. این مفهوم، ظاهراً مفهوم واضحی است؛ امّا ابهامهایی دارد که لازم است در مورد آن صحبت کنیم.معنای دشمن چیست؟ چه کسانی دشمن ما هستند؟ اینان چرا دشمنی میکنند؟ و ما با دشمنان چگونه باید برخورد کنیم؟ این موضوع بحث ماست.مفهوم دشمن مفهوم واضحی است؛ امّا در بسیاری از موارد وضوح شیء، موجب خفاء آن میشود. در پاسخ این سؤال که دشمن کیست؟ گفته میشود: دشمن کسی است که میخواهد انسان را از بین ببرد و یا اذیت کند. آیا دشمن منحصر به کسی است که بخواهد انسان را از بین ببرد؟ یا مراتب دیگری هم دارد؟ آیا باید قصد اولی او نیز، از بین بردن انسان یا ضرر زدن به انسان باشد؟ یا شامل قصدهای دیگری هم میشود که لازمهاش از بین رفتن انسان است؟ بعد از مقداری توضیح، جهات ابهامی که مورد نظر است، روشن میشود منبع :خبرگزاری بصیرت
بلاهایى که بر ملت ها وارد می شود، در بسیارى از موارد بر اثر بىبصیرتى است. بصیرت خودتان را بالا ببرید، آگاهى خودتان را بالا ببرید. من مکرر این جملهى امیرالمؤمنین را به نظرم در جنگ صفین در گفتارها بیان کردم که فرمودالا و لایحمل هذا العلم الّا اهل البصر و الصّبر1) می دانید، سختى پرچم امیرالمؤمنین از پرچم پیغمبر، از جهاتى بیشتر بود؛ چون در پرچم پیغمبر دشمن معلوم بود، دوست هم معلوم بود؛ در زیر پرچم امیرالمؤمنین دشمن و دوست آنچنان واضح نبودند. دشمن همان حرفهایى را میزد که دوست میزند؛ همان نماز جماعت را که تو اردوگاه امیرالمؤمنین میخواندند، تو اردوگاه طرف مقابل هم در جنگ جمل و صفین و نهروان - میخواندند. حالا شما باشید، چه کار میکنید؟ به شما میگویندآقا این طرفِ مقابل، باطل است. شما میگوئید: اِ، با این نماز، با این عبادت بعضىشان مثل خوارج که خیلى هم عبادتشان آب و رنگ داشت؛ خیلى. امیرالمؤمنین از تاریکى شب استفاده کرد و از اردوگاه خوارج عبور کرد، دید یکى دارد با صداى خوشى میخواندأمّن هو قانت ءاناء اللّیل2) - آیهى قرآن را نصفه شب دارد میخواند؛ با صداى خیلى گرم و تکان دهندهاى - یک نفر کنار حضرت بود، گفت: یا امیرالمؤمنین! بهبه! خوش به حال این کسى که دارد این آیه را به این قشنگى میخواند. اى کاش من یک مویى در بدن او بودم؛ چون او به بهشت میرود؛ حتماً، یقیناً؛ من هم با برکت او به بهشت میروم. این گذشت، جنگ نهروان شروع شد. بعد که دشمنان کشته شدند و مغلوب شدند، امیرالمؤمنین آمد بالاسر کشتههاى دشمن، همین طور عبور میکرد و میگفت بعضىها را که به رو افتاده بودند، بلندشان کنید؛ بلند میکردند، حضرت با اینها حرف میزد. آنها مرده بودند، اما میخواست اصحاب بشنوند. یکى را گفت بلند کنید، بلند کردند. به همان کسى که آن شب همراهش بود، حضرت فرمود: این شخص را میشناسى؟ گفت: نه. گفت: این همان کسى است که تو آرزو کردى یک مو از بدن او باشى، که آن شب داشت آن قرآن را با آن لحن سوزناک میخوانداینجا در مقابل قرآن ناطق، امیرالمؤمنین میایستد، شمشیر میکشدچون بصیرت نیست؛ بصیرت نیست، نمیتواند اوضاع را بفهمد.بنده بارها این جبهههاى سیاسى و صحنههاى سیاسى را مثال میزنم به جبههى جنگ. اگر شما تو جبههى جنگ نظامى، هندسهى زمین در اختیارتان نباشد، احتمال خطاهاى بزرگ هست. براى همین هم هست که شناسائى میروند. یکى از کارهاى مهم در عمل نظامى، شناسائى است؛ شناسائى از نزدیک، که زمین را بروند ببینند: دشمن کجاست، چه جورى است، مواضعش چگونه است، عوارضش چگونه است، تا بفهمند چه کار باید بکنند. اگر کسى این شناسائى را نداشته باشد، میدان را نشناسد، دشمن را گم بکند، یک وقت مىبینید که دارد خمپارهاش را، توپخانهاش را آتش میکند به طرفى، که اتفاقاً این طرف، طرفِ دوست است، نه طرفِ دشمن. نمیداند دیگر. عرصهى سیاسى عیناً همین جور است. اگر بصیرت نداشته باشید، دوست را نشناسید، دشمن را نشناسید، یک وقت مىبینید آتش توپخانهى تبلیغات شما و گفت و شنود شما و عمل شما به طرف قسمتى است که آنجا دوستان مجتمعند، نه دشمنان. آدم دشمن را بشناسد؛ در شناخت دشمن خطا نکنیم. لذا بصیرت لازم است، تبیین لازم است.یکى از کارهاى مهم نخبگان و خواص، تبیین است؛ حقائق را بدون تعصب روشن کنند؛ بدون حاکمیت تعلَقات جناحى و گروهى و بر دل آن گوینده. اینها مضرَ است. جناح و اینها را باید کنار گذاشت، باید حقیقت را فهمید. در جنگ صفین یکى از کارهاى مهم جناب عمار یاسر تبیین حقیقت بود. چون آن جناح مقابل که جناح معاویه بود، تبلیغات گوناگونى داشتند. همینى که حالا امروز به آن جنگ روانى میگویند، این جزو اختراعات جدید نیست، شیوههاش فرق کرده؛ این از اول بوده. خیلى هم ماهر بودند در این جنگ روانى؛ خیلى. آدم نگاه مىکند کارهایشان را، مىبیند که در جنگ روانى ماهر بودند. تخریب ذهن هم آسانتر از تعمیر ذهن است. وقتى به شما چیزى بگویند، سوءظنى یک جا پیدا کنید، وارد شدن سوء ظن به ذهن آسان است، پاک کردنش از ذهن سخت است. لذا آنها شبههافکنى میکردند، سوء ظن را وارد میکردند؛ کار آسانى بود. این کسى که از این طرف، خودش را موظف دانسته بود که در مقابل این جنگ روانى بایستد و مقاومت کند، جناب عمار یاسر بود، که در قضایاى جنگ صفین دارد که با اسب از این طرف جبهه، به آن طرف جبهه و صفوف خودى میرفت و همین طور این گروههائى را که - به تعبیرِ امروز، گردانها یا تیپهاى جدا جداى از هم - بودند، به هر کدام میرسید، در مقابل آنها مىایستاد و مبالغى براى آنها صحبت میکرد؛ حقائقى را براى آنها روشن میکرد و تأثیر میگذاشت. یک جا میدید اختلاف پیدا شده، یک عدهاى دچار تردید شدند، بگو مگو توى آنها هست، خودش را بسرعت آنجا میرساند و برایشان حرف میزد، صحبت میکرد، تبیین میکرد؛ این گرهها را باز میکرد.بنابراین، بصیرت مهم است. نقش نخبگان و خواص هم این است که این بصیرت را نه فقط در خودشان، در دیگران به وجود بیاورند. آدم گاهى مىبیند که متأسفانه بعضى از نخبگان خودشان هم دچار بىبصیرتىاند؛ نمیفهمند؛ اصلاً ملتفت نیستند. یک حرفى یکهو به نفع دشمن میپرانند؛ به نفع جبههاى که همتش نابودى بناى جمهورى اسلامى است به نحوى. نخبه هم هستند، خواص هم هستند، آدمهاى بدى هم نیستند، نیت بدى هم ندارند؛ اما این است دیگر. بىبصیرتى است دیگر. این بىبصیرتى را بخصوص شما جوانها با خواندن آثار خوب، با تأمل، با گفتگو با انسانهاى مورد اعتماد و پخته، نه گفتگوى تقلیدى - که هر چه گفت، شما قبول کنید. نه، این را من نمیخواهم - از بین ببرید. کسانى هستند که میتوانند با استدلال، آدم را قانع کنند؛ ذهن انسان را قانع کنند. و حتّى ابىعبداللَّهالحسین هم از این ابزار در شروع نهضت و در ادامهى نهضت استفاده کرد.
بیانات رهبر معظم انقلاب در جمع اعضای دفتر رهبری و سپاه حفاظت ولى امر
١)نهج البلاغه، خطبهى 173 2) زمر: 9 منبع: وبلاگ نسل کوثر
اهل بصیرت درقرآن
بصیرت در اصطلاح قرآنی به معنای ادراک حقایق و رؤیت چیزها چنان که هست، می باشد. بصیرت در نگرش قرآنی جز با عمل به آموزه های وحیانی و تزکیه نفس پدید نمی آید. با این همه اهل بصیرت در مسیر رشد و کمال است نه آن که به کمال رسیده و از دام خطر رسته باشد، بلکه هر آن ممکن است که سقوط کرده و در دام شیطان افتد. انسان تا زمانی که در دنیا است و اجل واقعی او فرا نرسیده است در مسیر است. این مسیر می تواند حق و یا ضلالت باشد. آن کس که در مسیر کمالی است تا زمانی که اجل او فرانرسیده است هر دم ممکن است بازگردد و در مسیر ضلالت قرارگیرد چنان که این مسئله درباره اهل ضلالت نیز صادق است و امکان توبه و بازگشت تا دم مرگ برای او فراهم است. البته هستند کسانی که به کمال رسیده و هنوز اجل ایشان به پایان نرسیده است. آنانی که به کمال رسیده اند کسانی هستند که در قرآن از آنان به مخلصان (به فتح لام) یاد شده است. مقام مخلص مقام کسانی است که حتی ابلیس از گمراه کردن ایشان نومید شده است. اینان از شر گمراهی در امان هستند و با آن که به کمال رسیده اند اجل ایشان فرا نمی رسد؛ اجل به معنای مرگ طبیعی انسانی است که به کمال لایق خود در مسیر تکاملی رسیده و در صعود و سقوط به جایی رسیده است که دیگر بودن وی در زمین تأثیری در شاکله وجودی اش نخواهد داشت. بنابراین هر انسانی در مسیر زندگی خود تا اجل و مرگ طبیعی از این که مورد آزمایش، ابتلا و فتنه قرارگیرد درامان نمی باشد. این حکم شامل همه کسانی است که از مقام مخلصین بیرون هستند. اهل بصیرت نیز چون در راهند از کسانی هستند که احتمال سقوط در ایشان قوی است؛ زیرا ابلیس در مسیر ایشان بیشتر می نشیند و می کوشد تا ایشان را که در راهند و به کمال نزدیک، به سقوط بکشاند. دامی که ابلیس برای ایشان پهن می کند دام غرور و تکبر است. در سوره طه درباره سامری آمده است که وی اهل بصیرتی بوده که در دام شیطان افتاد و خود را به دام هلاکت و سقوط افکند. سامری از کسانی است که قرآن اهل بصیرت بودن وی را تایید می کند. قصه او همانند قصه بلعم باعور است که به مقامات عالی رسیده بود و اهل بصیرت بود ولی به جهت گرایش شدید تکبری و غرورآمیزش به جنگ خدا و پیامبرش می رود و به تعبیر قرآنی اخلد فی الارض می شود و در زمین جاویدان می گردد. سامری اهل بصیرتی است که به حقایق و معارفی دست می یابد و در یک حرکت جوهری کمالی به حدی از کمال می رسد که می تواند از زر و زیور، گوساله ای بسازد که صدایی از آن بیرون آید و قوم موسی را در چله موسوی که برای دیدار خدا به کوه طور شتافته بود، گمراه نماید. خداوند در آیات 85تا 97 سوره طه به مسئله سامری اشاره و بیان می کند که سامری در پاسخ موسی(ع) گفت: من اهل بصیرتی شدم که دیگران به آن نرسیده و از آن توانایی برخوردار نمی باشند: قال بصرت بما لم یبصروا به فقبضت قبضه من اثر الرسول فنبذتها و کذلک سولت لی نفسی؛ من به چیزی بصیرت یافتم که دیگران بدان بصیرت نیافته اند. مشتی از خاکی که نقش پای آن فرستاده و رسول خدا را داشت بر گرفتم و در پیکر افکندم و نفس من این کار را در چشمم بیاراست. در زمانه ما نیز سامری های اهل بصیرت بسیاری هستند که از توانایی هایی برخوردار می شوند. این برخورداری و توانایی از آن رو به ایشان داده می شود که در راه تزکیه قرارگرفته اند. در حدیثی از امام صادق(ع) آمده است که هر کس تزکیه کند، نتیجه عملش را در دنیا و آخرت می یابد. آن که اهل دنیاست در دنیا و آن که اهل آخرت است در آخرت به آن دست می یابد و از آثار و نتایج آن بهره مند می شود. در داستان امام صادق(ع) با فردی دهری آمده است که وی از علوم و دانشی خاص برخوردار بوده و می توانست از غیب خبر دهد. آن گاه پس از احتجاجات و مباحثه طولانی، این فرد ایمان می آورد و توانایی خود را از دست می دهد که آن حضرت می فرماید: خداوند بهره و سود هر کار خوبی را پرداخت کرده و پاداش می دهد،
معنای بصیرت
بصیرت به معنى دانایى، بینایى، بینایى دل، هوشیارى، زیرکى و یقین است.(1)نزد اهل معنا، نیرویى نهانى و قوّهاى قلبى است که در شناخت حقایق تا عمق وجود و باطن ذات آن رسوخ مى کند.برخى از اهل معرفت مىگویند: «بصیرت قوّه قلبى یا نیرویى باطنى است که به نور قدس روشن گردیده و از پرتو آن، صاحب بصیرت، حقایق و بواطن اشیا را در مىیابد. بصیرت به مثابه بَصَر (چشم) است براى نفس».(3)میان بَصَر که تأمین کننده نور ظاهرى، و بصیرت که آورنده نور باطنى است، تفاوت بسیار است؛ مانند:1. نور ظاهرى، تنها با بینایى انسان سر و کار دارد. خورشید و ماه و چراغ، بیش از این که فضا را روشن و بینایى انسان را یارى کند، کارى انجام نمىدهد. پس اگر انسانى ناشنوا بود یا در بویایى و لامسه و گویایى خود نقص داشت، با تابش آفتاب و مهتاب و نورهایى از این قبیل، مشکلاتش حل نمىشود. اما نور باطن همه نقصهاى (باطنى و معنوى) انسان را برطرف، و تمام دردهاى او را، درمان مى کنددر صورتى که درون کسى را روشن کرد، ساحت جانش چنان نورانى مى شود، که هم صحنههاى خوبى را در خواب و بیدارى مى بیند، هم آهنگهاى خوبى را مى شنود، هم رایحههاى دل انگیزى را استشمام مىکند و هم لطیفههاى فراوانى را لمس مى نماید.(4)2. انسان دو چهره یا دوجنبه دارد: چهره ظاهرى یا مُلکى و چهره باطنى یا ملکوتى، خداوند براى دیدن ظواهر، بَصَر را به صورت بالفعل به انسان داده، بشر از آغاز تولد به کمک آن هر چه را که در شعاع چشم و منظر او قرار گیرد مىبیند. اما براى دیدن باطن و شهود ملکوت، قوه نورى را در نهاد او نهادینه نموده به نام بصیرت، که تا آن "نور استعدادى" از قوه به فعلیت در نیاید، رؤیت باطن و شهود ملکوت، میسر نخواهد بود.صاحب جامع الاسرار مىنویسد: معناى سخن خداوند (نور على نور یهدى اللَّه لنوره من یشاء)،(5) (... و من لم یجعل اللَّه له نوراً فماله من نور)،(6) چیزى جز این نیست که تا نور حق حاصل نیاید و به دل و جان سالک نتابد، بصیرت در او پدید نیاید. نور حق سرمه چشم بصیرت است و تمام تلاش اهل مجاهده براى آن است که مورد عنایت حق قرار گیرند و نور حق بر دل و بر جانشان پرتو افکن گردد.(7)حافظ شیرازى که مىگوید
گرنور عشق حق به دل و جانت افتد باللَّه کز آفتاب فلک خوبتر شوى
راه تحصیل بصیرت
براى نیل به مقام رفیع بصیرت باید به بازسازى و اصلاح نفس خویش پرداخت.مجاهده با هواى نفسانى و تهذیب روح از زنگارهاى گناه، و لطیف و شفاف ساختن آیینه دل به نور توحید، تنها صراط مستقیمى است که حجاب دیدگان دل را مى گشاید و آدمى را در معرض الهامات غیبى و مقام کشف و شهود قرار مى دهد.1. توبه: اولین گام براى تهذیب نفس و تحصیل بصیرت است. توبه از تقصیرات و گناهان، بلکه از کوتاهىها و جبران حق اللَّه و حق النّاسى است.2. ذکر خدا: ذکر زبانى، قلبى و عملى، موجب بصیرت مى گردد. امیرالمؤمنین ع) مى فرمایدمَنْ ذکر اللَّه استبصر؛(8) هر کسى به یاد خدا باشد، بینایى و بصیرت یابد«.3. هم نشینى با علما: مجالست با علما که موجب بصیرت و بینایى است. على(ع) مى فرماید: »جاور العلماء تستبصر؛(9) با دانایان بنشین تا آگاهى یابى«.4. خرد ورزى: کسى که هر خبر یا مطلبى را مى شنود، فوراً نمىپذیرد، بلکه پیرامون آن مى اندیشد و آن را از صافى عقل و اندیشهاش مى گذراند، بصیرت و بینایى مى یابد، چنان که آینده نگرى و به کارگیرى خرد در فرجام امور باعث بصیرت و بینایى مى گردد.(10) 5. زهد: زهد و عدم دلبستگى به دنیا، از امورى است که باعث بصیرت مى گردد.(11) 6. ارتباط با خدا: ازدیاد معرفت به خدا، انس با قرآن و معانى و معارف آن، توسل به ائمه(ع) و مناجات با خدا در خلوت مخصوصاً نماز شب از امورى هستند که موجب بصیرت و بینایى و برخوردارى از الهامات غیبى مىشود.
درجات و مراتب بصیرت
بصیرت باطنى و بینایى دل، درجات و مراتبى دارد. اوج آن را ائمه(ع) دارند.امیرالمؤمنین(ع) مىفرماید: «لو کشف الغطاء ما ازددت یقیناً؛ اگر همه پرده ها فرو افتد، چیزى بر یقین من افزوده نمیشود».(12)اگر چه آن مرتبه از یقین مخصوص اولیاى معصوم(ع) است، ولى دیگران نیز مى توانند مراتبى را تحصیل نمایند. هر کسى نور باطنى را از فطرت خدا داد خویش استخراج کند و چشم و گوشش باز شود، مى تواند خدا و نشانه هاى او را با »چشم دل« ببیند و صداى تسبیح موجودات هستى را بشنود، که به حکم »یسبّح للَّه ما فى السموات و ما فى الارض«.(13) همه آنان که در آسمان و زمینند، تسبیح خدا مى کنند. بسیارى از واقعیتها را که با ابصر نمیتوان دید، با بصیرت مشاهده مى کند، بلکه توانایى دیدن جهنم و شنیدن صداى زفیر آن را پیدا مى کند، چنان که قرآن مى فرمایدکلاّ لو تعلمون علم الیقین لترونّ الجحیم، ثم لترونّها عین الیقین14
آثار بصیرت
در حدیث نبوى آمده است که در دل هر بندهاى دو دیده نهانى است که به واسطه آن دو، غیب را مى نگرد و چون خدا بخواهد در حق بندهاى نیکى کند، دو چشم دلش را مى گشاید تا به واسطه آن، آنچه را که از دیدگان ظاهریش نهان است، بتواند دید.از شمار انسانهاى صاحب بصیرت حارث بن مالک بن نعمان انصارى بود. پیامبر اکرم از او پرسیدچگونهاى و در چه حالى؟ عرض کرد مؤمن راستین و اهل یقینم". پیامبر فرمود علامت یقین و ایمان راستینت چیست؟ عرض کرد زهد و کنارهگیرى نفسم از دنیا و دلبستگى آن، موجب شد که شبهایم را به بیدارى و عبادت و روزهایم را به روزه و تشنگى بگذرانم، از این رو به درجهاى از بصیرت و بینایى رسیدهام که گویى عرش پروردگارم را که براى حسابرسى بر پا شده است، مى بینم و بهشتیان را در حال زیارت یکدیگر مىنگرم و زوزه وحشتناک جهنمیان را از درون آتش میشنوم". پیامبر فرمود: "بندهاى است که خدا قلبش را روشن کرده است. حال به برکت این نور الهى صاحب بصیرت شدهاى پس آن را حفظ کن".(15)این خاصیت نور باطنى یا بصیرت است که از فطرت انسان پرتو افشان مى شود و اگر منبع الهى آن (فطرت) زنده به گور نشود و غبار آلودگىها و تیرگى هواهاى نفسانى آن را نپوشاند، همواره چشم بصیرت باطن پر فروغ خواهد بود اما اگر در پشت ظلمت گناه پنهان گردد و انسان تبهکار، حقیقت خود را نبیند، از آن رو که نورى ندارد، خود را گم مى کند و پس از مدتى خویشتن را به کلّى فراموش مى نماید.
پى نوشت ها1. دکتر محمد معین، فرهنگ فارسى، ج 1، ص 546. 3. دائرة المعارف تشیع، جمعى از محققان، ج 3، ص 271. 4. آیت اللَّه جوادى آملى، تفسیر موضوعى ج 14، ص 132 - 13 5. نور24آیه 35.6. همان، آیه 40.7. جامع الاسرار، ص 510 و 580 - 579،. 8. غررالحکم، ج 5، ص 166 9. غررالحکم، ج 3، ص 387. 10. "من استقبل الامور ابصر یا من فکّر أبصر العواقب ؛ همان. 11. همان.12. بحارالانوار، ج 66، ص 209. 13. جمعه (62) آیه 1. 14. تکاثر (152) آیات 7- 6- 5. 15. الکافى، ج 2،
بصیرت سلاح کارآمد مقابله با فتنه
برخی از علمای بزرگ علم لغت بصیرت را اینگونه تعریف کرده اند حقایق دین یا غیر دین که به باور قلبی تبدیل شده باشدخلیل بن احمد در تعریف بصیرت میگویداعتقاد قلبی به یک امر دینی و یا یک حقیقت برخی از اهل لغت هم بصیرت را به لوازمش یعنی زیرکی و عبرت تعریف کرده اند، زیرا زیرکی، هوشیاری و عبرت از لوازم بصیرت است و بدون این لوازم بصیرت معنا نمییابد و پدید نمیآید.با توجه به پارهای از فرمایشات حضرت امیر (ع که بعد به آن اشاره خواهد شد به نظر میرسد مفهوم بصیرت فراتر از مواردی است که اهل لغت از آن یاد کردهاند شاید یک عنصر کلیدی در مفهوم بصیرت که در تعاریف آنها مشاهده نمیشود -قدرت تشخیص حق از باطل آراسته شده باشد، آن هم در شرایط خطیر و ابهام آلود که چنین مهمی از عهده هر کسی بر نمیآید.در هر صورت مطابق آموزههای دینی آنچه که میتواند هر فرد و یا ملتی را از کوران فتنه به سلامت عبور دهد مرکب رهوار بصیرت است. اهل بصیرت فریب نمیخورند. هر چند تصویر تظاهر مزوران بسیار بلند و صدایشان پرطنین و بیانشان پرطمطراق و مسحورکننده و اعجاب انگیز باشد.حضرت امیر (ع) در نهج البلاغه میفرمایدانما البصیر من سمع فتفکر و نظر فابصر و انتفع بالصبر ثم سلک جدرا واضحا یتجنب فیه الصرعه فی المهاوی؟ اهل بینش کسی است که بشنود و بیندیشد و با بینش در آن درنگ کند و از رخدادها پند گیرد و بهره مند شود و خود را از پرتگاهها نگاه دارد. آنچه که در این فرمایش برجسته است نتیجه بکارگیری بصیرت است که مانع از سقوط از پرتگاه میباشد. در جریانات پس از انتخابات بصیرت رهبری و خواصی که اهمیت بصیرت را میدانستند و تبعیت مردم وفادار به امام ره رهبری و انقلاب از آنها موجب شد با وجود فشار و دسیسههای فتنه گرایانه دشمن، نظام همچنان محکم و استوار اهدافش را دنبال کند و فتنه گران را ناکام گذارد.حضرت امیر ع در جای دیگر میفرمایدفلا تستعملوا الرای فیما لایدرک قعره البصر؟ در جایی که بینش به عمق آن نرسیده و متوجه آن نشده اظهارنظر نکنید. در حوادث اخیر مصداق این موضوع دقیقا مشاهده شد آنجا که مردم و بخشی از خواص هنوز متوجه اصل ماجرا نشده بودند و بیشتر حالت انتظار به خود گرفتند و از هرگونه واکنشی پرهیز کردند تا اینکه رهبری با بصیرت وارد میدان شد و نقاب فتنه را فرو انداخت، دست دشمن را رو و او را رسوا کرد تا جایی که آن بخش از مردم و خواص هم که احیانا دچار لغزش ناگهانی شدند به خود آمدند و راه را پیدا کردند.اگر این اواخر مشاهده میشود که مقام معظم رهبری به فرموده خود به کرات بر امر بصیرت تاکید میفرماید به این خاطر است که حضرت امیر ع فرموده اندفمن تبصر فی الفتنه تبینت له الحکمه؟ کسی که در هنگام وقوع فتنه بینش داشته باشد، درهای حکمت به روی او باز میشود
به شهادت رساندن امام حسین (ع) به خاطر عدم بصیرت
تاریخ اسلام سراسر درس و عبرت و شهادت امام حسین (ع) یک عبرت برای همه انسان ها به ویژه مسلمانان است شهادت امام حسین (ع) که توسط عده ای به ظاهر مسلمان انجام شد و آن هم به خاطر عدم بصیرت و آگاهی آنان بودبا توجه به رهنمودهای رهبر معظم انقلاب ، بصیرت نیاز اصلی جامعه اسلامی ووظیفه امروز پیروان امام حسین (ع) این است که هر کسی به اندازه توان خود توطئه ها و شیطنت های دشمن را بشناسد و با بصیرت و آگاهی به جامعه زمان، وظیفه خود را انجام دهد. شهید مطهری نمونه بارز شخصیتی است که بصیرت والایی نسبت به مواضع انقلاب اسلامی در مقابل منحرفین داشت پیروان امام حسین (ع) باید از شخصیت زدگی و هواپرستی پرهیز کنند و افراد را با معیار حق بسنجند نه این که حق را با مدار و معیار افراد سنجش کنند مدافعان ولایت رفتار و اعمالشان سنجیده و بر مبنای شناخت زمان باشد و صبر و شکیبایی را در سر لوحه اعمال خود قرار دهند و در عرصه های اجتماعی فعال و اهل اعتدال باشند و از رهبری اطاعت و به تکلیف خود عمل نمایند.
![[تصویر: 1252548395.jpg]](http://up.iranblog.com/2/1252548395.jpg)
راز دل با رهبر عزیز
علمدار عصر ظهور، جانباز عشق ، زخمی تیغ شهادت، شهیدزنده اسلام ، رهبرومولایمان؛ امام خامنه ای
تواقتدا به جعفر طیار کرده ای پروازت باپرجان درفضای دوست
رهبرا ؛ صبر ورضایی که در دل پر درد خود جای داده ای گوهری است که پروردگار به تو عطا نموده ودر محفل درد ورنج محنت کشیدگان، جام بلای حضرت دوست را سرکشیده ای !تو قراردادی بلند با صبوری بسته ای ! صبرپاداشی است که خداوند در برابر رنج به انسان بخشیده . رهبری در راه خدا مستلزم صبر بر رنج هاست ، پیشوا بودن ؛ در رنج زیستن و صبوری کردن است. بازصبوری کن......ای دیباچه شرف امت؛ تو در(پیشوا بودن)در(رهبری) صبورترین انسان هایی. و می دانی که کوثر پیشوا یی ،گواراتر از شهد وشراب است ! الهه صبر باید بودن! می دانی که نشستن دربزم حضوروبر مائده رهبری ،حیات جاوید است ،پس رزق خدایی را برارتضاع دنیوی برگزیده و عطرشهادت به مشام جان ها رسانده وفضای جامعه را معطر ساخته ای!
هرچند دست زخم شده ات روی خاک نیست بگشوده ای بند دل اندر هوای د وست
تودین خدا را عزیزتر از وجود خود دانسته، دست را فدای حضرت حق نمودی، و مرهمی از دوای حضرت دوست به دل نهاده ای ! ای اسماعیل ازمنا برگشته؛ توهمواره ثناگوی پروردگاری ،وقتی همه خوابند در سکوت و تنهائی سجاده ات را پهن می کنی و با خدایت مناجات می کنی . مناجاتی به وسعت آسمان . و غریبانه با خدا در دل شب با زخم و درد خویش نجوا می کنی ............ تو کوه را بنام سنگ، رنج را بنام صبر، پنجره را بنام انتظار،کوچه را بنام غربت ، شب را بنام فراق ، پروانه را بنام پرواز، جنون رابنام مجنون ، مجنون را بنام عشق ، عشق را بنام زخم ، جانبازی را بنام عباس، عباس را بنام پرواز. مظلومیت را بنام علی ، علی رابه نام سید وسالار تجسم بخشیدی سرباز پاک امام زمان ، برای دفاع از تو واز نظام اسلامیمان کفن پوشیم و تا ما بسیجیان هستیم هرگز نمی گذاریم جان پاک تو فدا شود. علمدار عصر ظهور رهبرجانباز ،آستانه تحمل تو تا کجاست ......؟! منبع:وبلاگ مدیر پویا golesarafraz.blogfa.com
راهپیمایی ملت ایران در نهم دی ماه فرصت نوینی را با محوریت امامت و ولایت برای عبور از حوادث فراهم ساخت. از اینکه مشاهده میشود که نخبگان و علما و جناحهای سیاسی کشور به حرکت میلیونی ملت ایران در نهم دیماه و رهنمودهای رهبر فرزانه انقلاب اسلامی در نوزدهم دی ماه میپیوندند، جای شکر گذاری از محضر الهی دارد. هر چند قطرهای بیش در دریای بی کران ملت ایران نیستم ولی از سایر نخبگان و جناحهای سیاسی که تاکنون اعلان موضع نکردهاند، میخواهم که به این حرکت عظیم مردم بپیوندند. شهادت دانشمندان ایران در مرکز جمهوی اسلامی و دزدیدن آنها در خارج و آشوبهای اخیر در کشور نشان میدهد که همان طور که رهبر انقلاب فرمودند، دشمنان ما در صدد هستند که جلوی پیشرفت علمی و اقتصادی و معنوی ایران را بگیرند و فاصله ما را با کشورهای دیگر زیاد کنند تا ما را محتاج خود کنند.نهم دی ماه پاسخ ملت ایران به آنها بود که «هیهات منا الذله« خوابها و رویاهای مخالفان جمهوری اسلامی باطل شد. مردم همیشه سرافراز ایران با غیرت دینی و هشیاری و بصیرت خود به صحنه آمدند و رهنمودهای رهبر انقلاب، آینده را روشن کرد ، این رودخانه جاری شده از نهم دی ماه به دریای خروشان و همیشه زنده یومالله انقلاب متصل شده و امواج توفنده آن شعار استقلال آزادی جمهوری اسلامی را رساتر ازهمیشهزیرپرچمامامتوولایت به گوش جهانیان برساند.
برخی خوشگذرانی و راحت طلبی را ترجیح می دهند و کاری به هیچ چیز دیگر ندارند، و در نتیجه فرصت کنجکاوی را از خودشان می گیرند این عدّه از افراد عقل و روحشان بزرگ نمی شود و حتّی تا آخر عمر هم ممکن است هر چند که از نظر سنّ بزرگ باشند ولی از نظر عقل و ظرفیت اندیشه کودکی بیش نیستندباید همچون کودکان با آنها مدارا کرد. برخی هم خانواده ها و اطرافیانشان مانع رسیدن آنها به حقیقت و باطن امور می شوند و متأسفانه این عدّه هم نادانسته با ایشان هم عقیده و منش می شوند و راه آنها را دنبال می نمایند.امّا گروه سومی هم هستند که اهل تفکر و دقّت و انتخاب می باشند، می توان به این عدّه «انسانهای مستقل» گفت؛ کسانی که از ابتدای کودکی نگاه دقیق به هر چیزی که در اطرافشان اتفاق می افتاد، داشته اند. شاید بتوان اعتقاد پیدا کرد که بروز سختی ها و مشکلات بزرگ در راه زندگی اینها باعث شده که در گیرودار دست و پنجه نرم کردن با فراز و نشیبها راه خود را به سوی جهان نور و روشنی باز نمایند. از طرف دیگر، اگر حتی محیط خانواده را نیز کنار بگذاریم، امّا در محیط مدرسه برای هر کودکی فرصت آشنایی با جهان ماورای طبیعت و شنیدن از خدا و مصایب ائمه به عنوان انسانهای کامل وجود دارد. اینکه آنها با مشکلات چگونه برخورد کرده اند، خیلی می تواند کمک کند به ما که چه راه و روشی را در پیش یگیریم و چگونه با انسانها و حوادث اطراف خود تعامل داشته باشیم. در بسیاری از مواقع می بینیم که افراد با بصیرت و روشن بین، زندگی ائمه را الگو و سرمشق راه زندگی خود قرار داده و از آنها یاری و استمداد جسته اند، چرا که این وعده الهی است که به هر کس که تقوای او پیشه نماید، فرقان و قوه تشخیص حق از باطل عطا می فرماید.
ادامه مطلب...
بصیرت و دانایی در کلام حضرت علی(ع)
اشخاص فاقد بصیرت، فاقد حیات انسانی هستند؛ چون اندیشهی آنان در تاریکی است و حقیقت را نمیبینند و به همین دلیل راه رشد و سعادت را هم نمیشناسندقرآن کریم در مورد کسانی که چراغ بصیرت را در جان دارند و کسانی که فاقد این چراغند؛ مقایسهای دارد.أو من کان میتاً فأحییناه و جعلنا له نوراً یمشی به فی الناس کمن مثله فی الظلمات لیس بخارج منها کذلک زیّن للکافرین ما کانوا یعملون آیا کسی که مرده دل بود و زندهاش گردانیدیم و برای او نوری پدید آوردیم تا در پرتو آن، در میان مردم راه برود، چون کسی است که گویی گرفتار در تاریکیهاست و از آن بیرون آمدنی نیست؟ اینگونه برای کافران آنچه انجام میدادند زینت داده شده است.اهمیت بصیرت از آنجا روشن میشود که محور همهی افعال انسان میباشد و عکس العملهای متفاوت افراد بر طبق آن شکل میگیرد و ارزش و اعتبار انسان وابسته به نوع بینش اوست. قدر کل امرئ مایحسن ؛ هرکس آنقدر میارزد که میداند و مهمتر از معیار ارزش انسان که شناختهای او میباشد، معیار ارزش شناختهاست که چه شناختی برای انسان سودمندتر و ضروریتر است عوامل و زمینههای بصیرت : تقوا و یاد حق؛ از مهمترین عوامل ایجاد بینش صحیح، تقوا میباشد. و اولین شرط در مسیر کمال انسان این است که برای اعمال و رفتارهای خود، معیار و ضابطهای در اختیار داشته باشد و هواهای نفسانی را تحت کنترل بگیرد.چنانکه حضرت علی میفرماینداعلموا، عبادالله، أن التقوی دارحصن عزیز ألا وبالتقوی تقطع حمة الخطایا..ای بندگان خدابدانید که تقوا، دژی محکم و شکست ناپذیر است آگاه باشید با پرهیزکاری، ریشههای گناهان را میتوان برید برای اینکه روشنی چراغ بصیرت تداوم پیدا کند، باید سدی محکم جلوی طوفان هوس کشیده شود، و تقوا همان سد نیرومندی است که میتواند طغیان هوس را در انسان مهار کند. امیرالمؤمنین در جای دیگر میفرمایند: فان الله التقوی دواﺀ داﺀ قلوبکم و بصر عمی أفئدتکم...؛ همانا تقوا و ترس از خدا، داروی بیماریهای دلها، روشنایی قلبها واست امام سجاد میفرمایند برای بنده، چهار چشم است دو چشم که با آن دو امر دین و دنیایش را میبیند و دو چشم که با آن دو امر آخرتش را میبیند، پس چنانچه خداوند متعال خیر را به بندهای اراده کرد، دو چشم قلبش را باز میکند سپس با آن دو غیب را میبیند و چنانچه خداوند به بنده، غیر آن را اراده کرد، قلبش را با آنچه در آن است، ترک میکند کسی که خداوند او را در پیکار با نفس یاریاش دهد، چراغ هدایت در قلبش روشن شده و دشواریها بر او آسان میشود. چنانکه حضرت میفرمایند: ... إن من أحب عبادالله الیه عبداً أعانه الله علی نفسه، فاستشعر الحزن و تجلبب الخوف؛ فزهر مصباح الهدی فی قلبه وأعدالقری لیومه النازل به .. نظر فأبصر و ذکر فاستکثر.. ای بندگان خداهمانا بهترین و محبوبترین بنده نزد خدا، بندهای است که خدا او را در پیکار با نفس یاری داده است، آن کس که جامهی زیرین او اندوه و لباس رویین او ترس از خداست، چراغ هدایت در قلبش روشن شده و وسایل لازم برای روزی او فراهم آمده ... همواره به یاد خدا بوده و اعمال نیکو، فراوان انجام داده است یاد خداوند موجب آبادی قلبهاست، چنانکه دومین وصیت امام به فرزندشان، ذکر و یاد حق میباشد.امام اهل ذکر را به کسانی تشبیه فرمودهاند که در بیابانها، راه را به مردم نشان میدهند. زیرا انسانها را به سوی حقیقت که خداوند منبع: سایت نمایندگی مقام رهبری
ارتباط بصیرت با ضرورت دشمن شناسی در کلام رهبر معظم انقلاب
با پیروزی در بهمن سال 57 و کوتاه شدن دست قدرت های استکباری نظیر آمریکا از منابع سرشار ایران و سرنگونی رژیم وابسته ستم شاهی در این کشور، فصل نوینی در تاریخ ملت بزرگ ایران و همچنین دور جدیدی از دشمنی های نظام سلطه بر علیه انقلاب اسلامی آغاز گردید که در طول گذشت مدت قریب به سه دهه از عمر پرفراز و نشیب ایران اسلامی همواره شاهد انواع و اقسام این دشمنی ها بوده ایم.
به طور قطع و یقین ازجمله عوامل مهم ناکامی بیگانگان در مقابله با انقلاب اسلامی نگاه نافذ و بصیرت بالای رهبران نظام جمهوری اسلامی ایران در شناسایی دشمنان و روش های دشمنی آنان با انقلاب اسلامی بوده است. در این مقاله بر آنیم تا با بهره گیری از فرمایشات ارزشمند و راهبردی رهبر معظم انقلاب حضرت آیت الله العظمی خامنه ای که در روز اول فروردین ماه سال جاری و در جوار مرقد مطهر و نورانی حضرت علی بن موسی الرضا(ع) ایراد فرمودند، ضمن آشنایی با دشمنان انقلاب اسلامی و ملت بزرگ ایران در شرایط کنونی با بخشی از اهداف و ماهیت پلید آنان آشنا شویم.
ضرورت دشمن شناسی بی شک دشمن شناسی از محوری ترین مباحث در موضوع دفع تهدیدها و دفاع از یک ملت بشمار می آید. چه بسا امتهایی که در طول تاریخ در اثر غفلت از دشمنان و فقدان آگاهی و بصیرت لازم سیاسی و اجتماعی در شناخت توطئه های بیگانگان و اتخاذ مواضع به موقع و صحیح توسط نخبگان و خواص آن جامعه به سرنوشتی هلاکت بار منجر گردیده اند امیر مؤمنان علی(ع) در کلام خود دراین باره می فرمایندمن نام عن عدوه انبهته المکاید 1- کسی که در برابر دشمنش به خواب رود از او غافل بماند حیله های غافلگیرانه دشمن او را از خواب بیدار می کند در همین رابطه بنیانگذار نظام جمهوری اسلامی حضرت امام خمینی می فرمایند نباید غافل باشیم، ما باید بیدار باشیم و توطئه های آنها را قبل از اینکه با هم جمع بشوند، خنثی کنیم2 -همچنین رهبر معظم انقلاب در سخنرانی اولین روز سال جدید در مشهد مقدس در این باره می فرمایندیک ملت باید دشمن را بشناسد، نقشه دشمن را بداند و خود را در مقابل آن تجهیز کند 3-اقسام دشمناندر یک تقسیم بندی کلی دشمنان ملت بزرگ و انقلابی ایران را در شرایط کنونی می توان به دو بخش دشمنان درونی و بیرونی تقسیم نمود ما دو دشمن داریم؛ یک دشمن، دشمن درونی است، یک دشمن، دشمن بیرونی است. دشمن درونی خطرناک تر است4 - تشریح ابعاد مختلف دشمن درونیازجمله عوامل عقب ماندگی ملت ها که زمینه تسلط بیگانگان را بر منابع مادی و معنوی یک کشور فراهم می سازد، پدیده شوم تنبلی اجتماعی و عدم خودباوری و اعتماد به نفس در یک ملت می باشد که رهبر معظم انقلاب با نگاه نافذ خود از آن بعنوان دشمن درونی ملت بزرگ ایران یاد نموده و می فرماینداگر ملتی این بیماری ها را داشته باشد، این ملت پیشرفتش ممکن نیست، اگر ملتی مردمش تنبل باشند، ناامید باشند، اعتماد به نفس نداشته باشند، با همدیگر پیوند نداشته باشند، به همدیگر بدبین باشند، از آینده ناامید باشند، چنین ملتی پیش نخواهد رفت، اینهامثل موریانه ای که در درون پایه بنا بیفتد، بنا را ویران می کند.تشریح ابعاد مختلف دشمن بیرونی و برنامه های آنرهبر معظم انقلاب دشمن بیرونی ملت ایران را نظام سلطه بین المللی دانسته و جنگ روانی، جنگ اقتصادی و همچنین مقابله با پیشرفت و اقتدار علمی کشور را ازجمله محورهای مهم برنامه های دشمن بیرونی ارزیابی نمودند دشمن بیرونی عبارتست از نظام سلطه بین المللی، یعنی همان چیزی که به آن استکبار جهانی می گوییم... امروز مظهر این دشمن عبارتست از شبکه صهیونیسم جهانی و دولت کنونی ایالات متحده آمریکا5 -امروز دشمنان بیرونی ما هم برای ملت ایران نقشه دارند. ما سیاست های پنج ساله خودمان را تعریف می کنیم، افق چشم انداز بیست ساله را تعریف می کنیم، برای اینکه راه را مشخص کنیم، دشمن ما هم همین طور، او هم برای ما برنامه دارد، او هم سیاستی دارد، باید سیاست او را بشناسیم. من برنامه های استکبار جهانی علیه ملت ایران را در سه جمله خلاصه می کنماول جنگ روانی، دوم جنگ اقتصادی و سوم، مقابله با پیشرفت و اقتدار علمی 6- تشریح ابعاد مختلف جنگ روانی دشمن یکی از مهمترین ابعاد جنگ دشمنان بیرونی، بهره گیری از جنگ روانی می باشد که در آن تلاش بر این است که با طراحی قبلی و حتی المقدور بدون بکارگیری از ابزار نظامی به نتایج موفقیت آمیز یک جنگ تمام عیار در عرصه دیپلماسی، سیاسی فرهنگی اجتماعی دست یافت در تعریف جنگ روانی آمده است عملیات روانی شامل اقداماتی از پیش تعیین شده برای انتقال اطلاعات و شواهد معین به مخاطبین با هدف تأثیرگذاری بر احساسات، انگیزه ها، اهداف و نیز تأثیر بر رفتار دولت ها، سازمان ها، گروهها و افراد می باشد .آنچه می توان از آن بعنوان مهمترین محورهای عملیات روانی دشمن در کلام رهبر معظم انقلاب نام برد عبارتند از1- مرعوب کردن مسئولین، شخصیتهای سیاسی و نخبگان کشور 2- تضعیف اراده عمومی مردم.
3- تغییر درک صحیح مردم از واقعیت های موجود جامعه.4- سلب اعتماد ملت از مسئولین کشور5- ترویج شایعه تحریم و فشار اقتصادی بر کشور6- ترویج شایعه بکارگیری ابزار خشونت بر علیه ملت ایران7- عوض کردن جای متهم و مدعی با ابزار تبلیغاتی و رسانه ای8- ترساندن ملت های منطقه از ملت ایران و انقلاب اسلامی.
9- دامن زدن به اختلافات مذهبی، قومی، جناحی، سیاسی و رقابت های صنفی
یکی از ابزارهای مهم دشمن در جنگ روانی ایجاد اختلاف و تشتت آراء در بین یک ملت با بهره گیری از گروهها، شخصیت ها و جریانات سیاسی وابسته به خود می باشد که رهبر معظم انقلاب در کلام خود این دسته از عناصر سیاسی را نصیحت دوستانه نموده و فرمودندمن به همین مناسبت به عناصر سیاسی داخلی هم دوستانه نصیحت می کنم، مراقب باشند، طوری حرف نزنند، طوری موضعگیری نکنند که به مقاصد دشمن در این جنگ روانی کمک شود. به همین مناسبت مقام معظم رهبری در موضوع فناوری هسته ای نیز به عده ای که در داخل کشور همان حرف های دشمن را تکرار می کنند نصیحت کرده و فرمودندعده ای می نشینند همان حرف دشمن را تکرار می کنند که آقاچه لزومی دارد؟ همانهایی که ملی شدن نفت را که به وسیله دکتر مصدق و مرحوم آیت الله کاشانی انجام گرفت، امروز تمجید می کنند- که آن کار، نسبت به این کار کوچک بود؛ این از او بزرگتر است- همانها امروز نسبت به انرژی هسته ای همان حرفی را می زنند که مخالفین مصدق و کاشانی آن روز می گفتند. در این زمینه مواضع برخی جریانات سیاسی داخلی که در واقع با موضع گیری خود بخشی از عملیات روانی دشمن را در داخل کشور کلید می زنند قابل تأمل است که چگونه پس از صدور قطعنامه ١٣٣٧ شورای امنیت بر علیه فعالیت های صلح آمیز هسته ای ایران برخی احزاب و جریانات سیاسی با اتخاذ مواضع منفعلانه در جهت اهداف جنگ تبلیغاتی و روانی دشمن گام برمی دارند که بعنوان نمونه می توان به بیانیه سازمان مجاهدین انقلاب اشاره نمود که در بخشی از آن آمده است دولت نهم با افراطی گری و بی منطقی خود در حوزه سیاست خارجی و پرونده هسته ای، مصالح و منافع یک کشور را در معرض تاراج قرار داده است.این درحالی است که در همین ایام روزنامه واشنگتن پست با سرزنش اعضای دائم شورای امنیت می نویسداین شورا به جنگ اراده یک ملت رفته است و برگ برنده جمهوری اسلامی ایران در چالش هسته ای با غرب، به میدان آمدن خواست و اراده ملی است، اراده ای که چون متکی بر پشتوانه یک ملت است به هیچ وجه شکستنی نیست١١ -سلب اعتماد مردم از مسئولین و دولت، خواست دیگر دشمن از جمله نکات مهم دیگری که رهبر معظم انقلاب از آن بعنوان خواست دشمنان نام بردند تلاش آنان برای سلب اعتماد مردم از مسئولین و دولت می باشد و در این زمینه ضمن حمایت خاص از تلاشهای بی وقفه دولت فرمودند: «اعتماد به مسئولین کشور، اعتماد به دولت، همان چیزی است که دشمنان می خواهند نباشد دشمنان می خواهند مردم به دولت- که مسئولیت اداره امور کشور را دارد- بی اعتماد باشند، سعی کنید این نقشه دشمن را خنثی کنید. من از دولت حمایت می کنم از همه دولتهای بر سرکار و منتخب مردم حمایت کردم، بعد از این هم همین خواهد بود؛ از این دولت هم به طور خاص حمایت می کنم، این حمایت، بی دلیل و بی حساب و کتاب نیست، اولاً جایگاه دولت در نظام جمهوری اسلامی و در نظام سیاسی کشور ما جایگاه بسیار مهمی است، ثانیاً بیشترین مسئولیتها را دولت بر دوش دارد، بعد هم این جهت گیری های دینی و این ارزشگرایی انقلابی و اسلامی خیلی ارزش دارد سخت کوشی، تلاش فراوان، ارتباط با مردم، سفرهای استانی، جهت گیری عدالت ورزی مردمی، اینها خیلی قیمت دارد و من قدر این کارها را می دانم، من به خاطر این چیزها از دولت حمایت می کنم. (١٢کته مهمی که لازم است در شرایط کنونی کشور آحاد جامعه نسبت به آن حساسیت لازم را داشته باشند، آگاهی کافی از اقدامات تخریبی برخی افراد و جریانات سیاسی منحرفی است که تخریب دولت ارزشگرای نهم را دست مایه بازگشت مجدد خود به عرصه قدرت قرار داده اند. این جریان سیاسی که در دوران حاکمیت خود با سوء تدبیرها و برخی رفتارهای ساختار شکنانه، با عدم اقبال عمومی مردم در انتخابات متعدد سال های اخیر مواجه گردیده است، مترصد این می باشد که به هر طریق ممکن نگذارد تجربه روی کار بودن یک دولت اصولگرا که با شعار احیاء ارزشهای دینی و انقلابی روی کار آمده است، یک تجربه شیرین و موفقی در ذائقه مردم ایران اسلامی و عملکردی درخشان در کارنامه دولت نهم باشد، تا از این طریق ضمن بازگشت مجدد به عرصه قدرت، به زعم باطل خود خط بطلانی بر تفکر و عملکرد اصولگرایی بعنوان یک تجربه موفق کشیده باشد پی نوشت ١غررالحکم ج۵ ص٣۴۴ ٢- صحیفه نور ج٧ص٣۴٨- مقام معظم رهبری- اول فروردین ١٣٨۶- مشهد مقدس- کیهان١۵فروردین ص٧ همان۵ همان ۶ همان ٧ فصلنامه علمی تخصصی عملیات روانی- شماره دوازدهم ص ٨۴١- مقام معظم رهبری- اول فروردین ٨۶- مشهد مقدس- کیهان- ١۵فروردین ٧٩ همان ١٨- هفته نامه صبح صادق- ٢٠فروردین ٨۶ ١٣- همان ١٢- مقام معظم رهبری- اول فروردین ٨۶- مشهد مقدس کیهان١۵فروردین ص٧ حمیدرضا بهمنی نژاد-روزنامه کیهان-شماره18793
راه دست یابی به بصیرت
بی گمان در کشاکش بحران ها و دردهای اجتماعی جوامع و انسان ها، توانایی و ظرفیت خود را بروز می دهند. در این حالات است که ریزش ها و رویش های بسیاری صورت می گیرد و جابه جائی واقعی قدرت صورت می گیرد؛ زیرا در این شرایط است که رهبران واقعی، ظرفیت های خود را در مدیریت بحران ها و برونرفت از مشکلات و معضلات اجتماعی و امنیتی و سیاسی و حتی نظامی بروز می دهند و مدعیان دروغین، نقاب از چهره بر می گیرند.در بحران ها و مشکلات اجتماعی است که توانایی تشخیص حق از باطل و درست از نادرست به دست می آید و یا ظهور و بروز می کند. از این رو قرآن از فتنه های اجتماعی با کارکردهای مختلفی یاد کرده است. از جمله کارکردهایی که قرآن برای این فتنه ها بیان می کند، جداسازی حق از باطل، مؤمن از کافر و منافق، بروز و ظهور ظرفیت ها و توانمندی های بالقوه و فعلیت یابی آن می باشد فتنه ها، آزمون های سخت حقیقت یاب
فتنه ها، برخلاف ابتلائات و آزمون های دیگر الهی، بسیار سخت و مردافکن هستند. بطوری که بسیاری از خواص در فتنه های اجتماعی و سیاسی، مردود می شوند و حتی اصحاب بصیرت با آن همه درک و شعور حقایق، به سبب بی تقوایی در مقام عمل، همانند سامری ها و بلعم باعوراها، از مقام عزت به حضیض ذلت فرو می افتند و در برابر حق و حقیقتی که بدان باور دارند، می ایستند و به مقابله با آن برمی خیزند.قرآن بارها داستان کسانی را بیان داشته است که از نظر بینشی و نگرشی در مسیر کمالی چنان بالا رفته و اوج گرفته بودند که همانند حضرت ابراهیم اهل شهود حقایق و حتی ملکوت چیزها بودند و فراتر از علم الیقین در مقام عین الیقین، دارای قلبی مطمئن از دانش و بینش بودند، زیرا آن چه را دیگران به دانش حصولی می دانستند، اینان به دانش شهودی می دیدند. با این همه به سبب فقدان تقوای قلوب در مقام عمل در فتنه ها، شکست خوردند و برخلاف تشخیص خود رفتار کرده و در برابر حق قرار گرفتند و حتی به جنگ حضرت موسی و هارون با گوساله سامری خویش رفتند و یا به کمک فرعون بر خر شیطان سوار شدند و به نفرین گویی علیه موسی بن عمران پرداختند.اگر بلاهای طبیعی و گرفتاری های روزمره و جزیی زندگی برای توده های مردم، اسباب آزمون و امتحان الهی است، فتنه های سیاسی و اجتماعی برای خواص و مدعیان اهل حقیقت و بصیرت، آزمون های سخت و دشواری است. از این رو در روایات معتبر سخن از خطر عظیمی به میان آمده است که در کمین اولیای الهی است؛ زیرا ایشان هر چند که به خاطر ایمان و اعمال نیک و صالح خویش به مراتب عالی انسانی رسیده اند، ولی تا زمانی که مرگ اختیاری و یا مرگ طبیعی و اجل به سراغ ایشان نیامده است، در معرض خطر عظیم وسوسه های ابلیسی، هواهای نفسانی و نیز آزمون های سخت الهی به نام «فتنه» هستند تا سیه روی شود هر که در او غش باشد.گزارش های قرآنی آشکار می کند که چه کسانی در چه مراتب عالی از انسانیت و مقامات بلند قرب، در اثر فتنه ای، از اوج فرو افتادند و آنچه ازعوام و توده های مردم انتظار نمی رفت از ایشان دیده شد.با نگاهی گذرا به داستان عصر نخست اسلامی می توان دریافت که چرا و چگونه خواص اصحاب رسول الله(ص) با آن همه سابقه های درخشان و بزرگ، در فتنه سقیفه شکست خوردند و باطن نفاق جدید خویش را آشکار ساختند و برخلاف نظام ولایی الهی، به خلافت زمینی کسانی تن دادند که خود آگاه تر از دیگران بر باطل بودن آن و حقانیت علی بودند.اگر پیامبر به عنوان معیار کفر و ایمان در عصر نزول بود، امیرمومنان علی معیار ایمان و نفاق در عصر تاویل بود. این گونه است که بسیاری از خواص با همه بصیرت خویش و آگاهی از حقایق حتی به علم شهودی به تکرار مکرر نبوی و معجزات و بصایر بسیار قرآنی، در دام فتنه افتادند و در نهایت در جبهه باطل ایستادند و نفاق قدیم، حزب های ناکثین و قاسطین و مارقین را ساختند و به جنگ حق شتافتند .
ادامه مطلب...
برخی از اهل لغت هم بصیرت را به لوازمش یعنی زیرکی و عبرت تعریف کرده اند، زیرا زیرکی، هوشیاری و عبرت از لوازم بصیرت است و بدون این لوازم بصیرت معنا نمییابد و پدید نمیآید.با توجه به پارهای از فرمایشات حضرت امیر به نظر میرسد مفهوم بصیرت فراتر از مواردی است که اهل لغت از آن یاد کردهاند شاید یک عنصر کلیدی در مفهوم بصیرت که در تعاریف آنها مشاهده نمیشود -قدرت تشخیص حق از باطل آراسته شده باشد، آن هم در شرایط خطیر و ابهام آلود که چنین مهمی از عهده هر کسی بر نمیآید.در هر صورت مطابق آموزههای دینی آنچه که میتواند هر فرد و یا ملتی را از کوران فتنه به سلامت عبور دهد مرکب رهوار بصیرت است. اهل بصیرت فریب نمیخورند. هر چند تصویر تظاهر مزوران بسیار بلند و صدایشان پرطنین و بیانشان پرطمطراق و مسحورکننده و اعجاب انگیز باشد.حضرت امیر (ع) در نهج البلاغه میفرمایدانما البصیر من سمع فتفکر و نظر فابصر و انتفع بالصبر ثم سلک جدرا واضحا یتجنب فیه الصرعه فی المهاوی؟ اهل بینش کسی است که بشنود و بیندیشد و با بینش در آن درنگ کند و از رخدادها پند گیرد و بهره مند شود و خود را از پرتگاهها نگاه دارد. آنچه که در این فرمایش برجسته است نتیجه بکارگیری بصیرت است که مانع از سقوط از پرتگاه میباشد. در جریانات پس از انتخابات بصیرت رهبری و خواصی که اهمیت بصیرت را میدانستند و تبعیت مردم وفادار به امام ره رهبری و انقلاب از آنها موجب شد با وجود فشار و دسیسههای فتنه گرایانه دشمن، نظام همچنان محکم و استوار اهدافش را دنبال کند و فتنه گران را ناکام گذارد.حضرت امیر ع در جای دیگر میفرمایدفلا تستعملوا الرای فیما لایدرک قعره البصر؟ در جایی که بینش به عمق آن نرسیده و متوجه آن نشده اظهارنظر نکنید. در حوادث اخیر مصداق این موضوع دقیقا مشاهده شد آنجا که مردم و بخشی از خواص هنوز متوجه اصل ماجرا نشده بودند و بیشتر حالت انتظار به خود گرفتند و از هرگونه واکنشی پرهیز کردند تا اینکه رهبری با بصیرت وارد میدان شد و نقاب فتنه را فرو انداخت، دست دشمن را رو و او را رسوا کرد تا جایی که آن بخش از مردم و خواص هم که احیانا دچار لغزش ناگهانی شدند به خود آمدند و راه را پیدا کردند.اگر این اواخر مشاهده میشود که مقام معظم رهبری به فرموده خود به کرات بر امر بصیرت تاکید میفرماید به این خاطر است که حضرت امیر ع فرموده اندفمن تبصر فی الفتنه تبینت له الحکمه؟ کسی که در هنگام وقوع فتنه بینش داشته باشد، درهای حکمت به روی او باز میشود


